به گزارش سراج24، رسانههای مکتوب همواره نقش عمدهای در هدایت افکار عمومی و جریانسازی رسانهای به عهده دارند که در این بین جایگاه روزنامهها، جایگاه ویژهای است. به همین منظور گروه سیاسی مشرق به تحلیل و بررسی محتوای روزنامههای متعلق به جریان اصلاحطلب میپردازد.
روزنامههای زنجیرهای جریان اصلاحات روز سهشنبه را با تمرکز بر تحلیل انتخابات مجلس شورای اسلامی درتهران آغاز کردند.
مهمترین محورهای که امروز روزنامههای زنجیرهای اصلاحات به آن پرداختند، عبارتاند از:
1
2. توهین مجدد به آرای مردم در شهرستانها؛ روزنامه شرق در یادداشتی نماینده مردم را «افراطی» خواند که «در بعضی از شهرستانهای دور و نزدیک به مجلس دهم راه پیدا کردهاند، دیگر نمیتوانند شرایط مجلس نهم را فراهم کنند.» و در مجلس آینده «از وزن قابلتوجهی برخوردار نیستند»
3. روزنامه های اصلاحات مدعی هستند؛ اصولگرا در آینده دو آزمون بزرگ را در پیش دارند: 1. پذیرش رای مردم و تمکین به آن 2. کنترل شاخه غیراعتدالی این جریان، از کارشکنی و مانعتراشی در برابر حرکت اعتدالی و منطقی مجلس دهم
4. تحلیل الگوی رایدهی مردم در انتخابات مجلس دهم ؛ 1.چینش نامزدها از فرد محوری به لیست محوری2. غلبه تبلیغات مجازی بر تبلیغات میدانی مهمترین تغییرات صحنه انتخابات بود
5. مانور خبری روزنامه دولتی ایران بر «برگزاری انتخابات، بدون شائبه و حاشیه» از سوی وزارت کشور؛ تشکر صادق زیباکلام از مسئولین بابت عدم قطع اینترنت در دوران انتخابات
6. پافشاری روزنامههای اصلاحطلب بر شایعه استعفاء سرافراز از صدا و سیما و حضور حدادعادل در جامجم
7. آغاز موج جدید تخریب صداوسیما از سوی فعالان سیاسی اصلاحات
8. ادعای رسانههای اصلاحطلب مبنی بر پیروزی «هواداران برجام» در مقابل مخالفان آن در انتخابات هفتم اسفندماه
اصلاحطلبان بازی جدیدی را برای سرنوشت اصولگرایی ترسیم کردهاند؛ آنان با همسوی با جریان انحرافی تنها راهکار اصولگرایان برای خروج از وضعیت شکست را بازگشت به احمدینژاد میدانند و دو راهی تحلیلی را برای اصولگرایان ترسیم میکنند که آیا دلیل شکست اصولگرایان احمدینژاد بود و یا عدم توجه به نقش وی در آینده این جریان سیاسی. هدف اصلی این محور در رسانههای اصلاحطلب مشغول کردن نیروهای سیاسی جوان اصولگرا به جدالهای تاریخی و بازتولید اختلاف در بدنه است.
در همین راستا روزنامه آرمان امروز در همین راستا نوشت: « آنطور که به نظر میرسد اصولگرایان حال بر سر دو راهی تاریخیای قرار گرفتهاند. اینکه با قبول شکست و عبرت از آن به مدار میانهروی بازگردند یا اینکه در سودای سود جستن از نام احمدینژاد باز هم در سراشیبی تندروی فرو غلتند. از همین روی است که برخی از بدنه حامی اصولگرایی با انذار از احمدینژادیزه شدن اصولگرایان، آنان را به حفظ پرنسیپ سیاسی خود- یا از دست نرفتن بیشتر آن- توصیه میکنند.»
از سوی دیگر روزنامه قانون یکی از اصلیترین متغیرها برای فروپاشی اصولگرایان را احمدینژاد میداند و در راستا بازتولید اختلاف در بدنه جریان رقیب نوشت: « باید به نقش محمود احمدینژاد در این فرآیند و فروپاشی توجه ویژهای شود. مسئله از دو زاویه حائز اهمیت است؛ اول از زاویه خود احمدینژاد که خوب میدانست حتی نامش میتواند برای قویترین نیروی سیاسی ویرانگر باشد و از مدتها پیش تصمیم گرفت برای انتقام گرفتن از حامیان و مدافعان سابقش که اورا رها کرده بودند در سایه به آنها نزدیک شود.
جامعه ای که از دو سال و نیم پیش تصمیم جدی خود رابرای تغییر گرفت و اعلام کرد، چگونه از سوی آنان و تحلیلگرانشان دیده نشد؟ البته این تنها دلیل شکست محافظه کاران نیست، اما از مهمترین آنها محسوب میشود. آیا پاس نکردن این واحد مهم درسی؛ محافظه کاران را بیدار خواهد کرد؟ نمیدانم. اما به طورحتم به بروز چند دستگی اساسی میان آنان دامن خواهد زد.»
0نظر